کم کم غروب ماه دیده میشود
صد حیف از این بساط که چیده میشود
در این بهار رحمت و غفران و مغفرت
خوشبخت کسی که بخشیده میشود


فاطمه زهرا (س) از پدر بزرگوارش پرسيد: پدر جان ، يا رسول الله! زنان و مرداني كه نسبت به نماز بي اعتنا هستند و نماز را سبك مي شمارند ، چه عواقبي را در پيش دارند؟
رسول خدا(ص) فرمود: اي فاطمه جان! هر كسي از مردان و زنان نمازش را سبك بشمارد ، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا مي سازد: شش مورد در دنيا: سه مورد در وقت مرگ، و سه مورد آنها در قبر و سه مورد در قيامت زماني كه از قبر خارج شود
الف)اما آن شش بلايي كه در دنيا دامنگيرش مي شود 1- خداوند بركت را از عمرش مي برد.
2- خداوند بركت را از رزقش مي برد.
3- خداومد عزّوجل سيماي صالحين را از چهره اش محو مي كند.
4- هر عملي كه انجام مي دهدپاداش داده نمي شود.
5- دعايش به آسمان نمي رود.
6- بهره اي از صالحين براي او نيست.
ب)اما آن سه بلايي كه هنگام مرگ گرفتارش خواهد شد
1- ذليل از دنيا مي رود.
2- هنگام مرگ در حال گرسنگي خواهد بود.
3- تشنه از دنيا خواهد رفت ، اگر چه آب نهرهاي دنيا را به او بدهند.
ج)اما آن سه بلايي كه در قبر دامنگيرش مي شود
1- خداوند ملكي در قبر براي او مي گمارد تا او را زجر دهد.
2- قبرش براي او تنگ خواهد شد.
3- گرفتار ظلمت و تاريكي قبر خواهد شد.
د)اما آن سه برلايي كه در روز قيامت گرفتارش خواهد شد
1- خداوند ملكي را موكل مي سازد تا او را با صورت بر زمين بكشد، در حالي كه خلايق تماشا مي كنند.
2- محاسبه ي اعمالش به سختي انجام مي شود.
3- خدا به نظر لطف به او نمي نگرد و براي اوست عذاب هميشگي.


ای عــزیزِ دل زهــرا مـــهدی بــنده مـــاییم و تو مولا مهدی
یـــوسفا آمـــدنت دیـــر شده به خدا عـاشق تــو پــیر شــده
بـــر ســـر راه تـو مـن منتظرم تــا بــیایی بــنشینی بـه بــــرم
آخــر از داغ بــه ســویم نظری تــا کــه از حــال دلم بی خبری
چــه بـدی از من مسکین دیدی که دل از عاشق خـــود ببریدی
شــیعه و الله غــریـب است بیا قلب عشّاق تــو بشــکست بیا
مهد یا عرصه به مـا تنگ شده دیده در راه تو خونرنگ شده
رشــتۀ صــبر زهــم بگسسته گـــردِ غــم بر رخ ما بنشسته
طعنه از بس که شنیدیم مردیم همچو گل از غم تو پـژمردیم
گـــاه از هــجر تــو باید نالید گـــاه از هــجر عزیزان شهید
یــــا کـه از هجر خمینی نالید حال ما بــین که به چه می نالید


اعتراف طبیب هندی به عظمت علمی امام صادق (ع)
روزي امام صادق (ع) در مجلس منصور دوانيقي(دومين خليفۀ مقتدر عباسي) حضور يافت. در آنجا دانشمندي هندي،كتابهاي طبّ را مي خواند و امام صادق(ع)گوش مي داد. پس از فراغ به امام صادق(ع) عرض كرد:«آيا از آنچه كه از علم طبّ در نزد من هست، مي خواهي به تو بياموزم؟»
امام صادق(ع) پاسخ داد:«نه،زيرا آنچه در نزد من از علم طبّ وجود دارد بهتر است از آنچه در نزد تو است.» او گفت:در نزد تو چيست؟
امام صادق(ع) پاسخ داد:«نه،زيرا آنچه در نزد من از علم طبّ وجود دارد بهتر است از آنچه در نزد تو است.» او گفت:در نزد تو چيست؟
امام صادق (ع)فرمود:گرمي را با سردي،و سردي را با گرمي،و خشكي را با تري،و تري را با خشكي، با توكل بر خداوند،درمان مي كنم و سخن پيامبر اسلام(ص) را انجام مي دهم كه فرمود:«معده،خانه درد است و مراقبت و پرهيز در غذا خوردن،همان دوا است، و با بدن بر اساس عادتش رفتار مي نمايم.» دانشمند هندي گفت:«وَ هَلِ الطَّبٌّ اِلاّهذا»:«آيا علم طبّ،غير از اين است؟»
سپس امام صادق(ع) سؤالاتي طبّي و تشريحي از ائ كرد،او از پاسخ آن سؤالات مطرح شده درمانده شد. امام صادق(ع)فرمود:ولي من مي دانم.آنگاه به تمام پرسشهاي مطرح شده پاسخ داد. در پايان،دانشمند هندي كه تحت تأثير شديد بيانات طبّي امام، قرار گرفته بود،عرض كرد:اين علم را از كجا فرا گرفته اي؟
امام صادق فرمود: از پدرانم و آنها از رسول خدا(ص)، و رسول خدا (ص) از جبرئيل،و جبرئيل از ذات پاك خدا فرا گرفته ايم
دانشمند هندي،همان دم به حقّانيت اسلام پي برد و گواهي به يكتايي خدا و رسالت پيامبر اسلام(ص)داد،سپس به امام صادق(ع)عرض كرد:«اِنَّ اَعْلَمٌ اَهْلِ زمانِكَ»:همانا تو آگاهترين مردم زمانت هستي.»


زادگاه هشتمين پيشواي شيعيان امام علي بن موسي الرضا عليه السلام در مدينه ديده به جهان گشود
. كنيه ها ابوالحسن و ابوعلي
لقبها رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين، مكيدة الملحدين، كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير
مشهورترين لقب مشهورترين لقب آن حضرت رضا است و در سبب اين لقب گفته اند: او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او را رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد
. مادر امام در روايتهاي مختلفي كه به ما رسيده است نامها و كينه ها و لقبهاي ام البنين، نجمه، سكن، تكتم، خيزران، طاهره و شقرا، را براي مادر آن حضرت آورده اند.
... همراه با کبوتران حرم
خورشيد، در حال غروب است و هفت ستاره روشن در آسمان، آغوش گشوده هشتمين اخترند. کبوتران بال مي زنند آسماني را که چشم هايمان سال هاست به آن دوخته شده، صداي بال کبوتران در صداي سنج عزاداران مي پيچد و خواب مسموم انگورهاي پيچيده بر خوشه هاي حادثه آشفته مي شود، خورشيد، ذره ذره در عطش چشم هايش رسوب مي کند... امام رضا عليه السلام سجده کردن بر معبود را نزديک ترين حالت بنده مي داند و می فرمايند: نزديک ترين حالت بنده به خداوند متعال، در حال سجده است و اين همان قول خداوند تبارک و تعالی است که فرمود: سجده کن و نزديک شو.


حلول ماه مبارک رمضان بر همۀ شیعیان مبارک باد
درباره ماه رمضان
رمضان اسمى از اسماء الهى مىباشد و نبايستبه تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مىدهيم.
رمضان از اسماء الله است
هشام بن سالم نقل روايت مىنمايد و مىگويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم. فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيىء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل.
امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمىرود و نمىآيد كه شىء زائل و نابود شدنى مىرود و مىآيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مىباشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايتشده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان» (2) شما به راستى نمىدانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است),
. واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن
رمضان از مصدر «رمض» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژهاى براستى از دقت نظر و لطافتخاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مىباشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان
. و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مىگدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است. در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنهتر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمىكند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مىدارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مىگيرد و مىگويد: آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده



